الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
62
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى)
آن مرد مىگويد : نزد امام باقر عليه السلام آمدم و گفتم : من بنىشيبه را ملاقات كردم و قضيّه را به آنها گفتم ، گمان كردند كه شما چنين و چنانيد و علم و آگاهى نداريد ، سپس مرا سوگند بزرگى دادند كه آنچه گفتهاند به شما نگويم ! فرمود : « و من از تو به آنچه آنها درخواست كردهاند ، مىخواهم كه نزد ايشان به روى و بگويى : همين قدر در علم من بس كه اگر چيزى از امور مسلمين به من واگذار شده بود دست ايشان را مىبريدم ، سپس آن را به پردهء كعبه مىآويختم ، سپس آنها را جلوى چشمان مردم بالاى سكو مىنشاندم و به منادى دستور مىدادم كه اعلام كند : اينان دزدان خانه خدايند ، اينان را بشناسيد ! » . « 1 » 2 - همو از ابوالحرّ به نقل از امام صادق عليه السلام آورده است ، فرمود : « مردى خدمت امام باقر عليه السلام آمد و گفت : من كنيزى را به كعبه هديه كردهام و به او پانصد دينار دادهام ، نظر شما در اين باره چيست ؟ فرمود : « او را به فروش ، بهاى آن را بگير سپس روى ديوار حجر ( اسماعيل ) بايست و ندا ده ! به هر كه درمانده شده و از حاجيان نيازمند است به او بپرداز ! » . « 2 » 3 - نعمانى از سدير صيرفى به نقل از مردى از اهل جزيره آورده است كه كنيزى را نذر كرده بود و او را به مكّه آورده بود ! مىگويد : دربانها را ملاقات كردم و جريان نذر كنيز را گفتم ، به هيچ يك از آنها نگفتم مگر اينكه گفت : نزد من بياور ! خدا نذر تو را قبول كرده است ! مرا از اين بابت
--> ( 1 ) - كافى : 4 / 221 و علل الشّرايع : 2 / 95 . ( 2 ) - كافى : 4 / 242 .